وبلاگ
روندهای استراتژیک فناوری و تکنولوژی در سال 2021
- 19 ژانویه, 2021
- ارسال شده توسط: تیم تولید محتوا
- دسته بندی: مقالات تخصصی

یکی از موضوعاتی که هرساله با اقبال گستردهی جامعهی فناوری اطلاعات روبهرو میشود، گزارش پیشبینی روندهای استراتژیک فناوری اطلاعات است که توسط موسسهی معتبر گارتنر منتشر میشود. این گزارش که سالهاست به یکی از منابع مرجع مدیران ارشد فناوری اطلاعات (CIO) و تصمیمگیرندگان کسبوکار تبدیل شده، تصویری روشن از مسیر حرکت فناوری در سال پیشرو ترسیم میکند.
گارتنر یافتههای خود دربارهی روندهای سال ۲۰۲۱ را طی کنفرانس مجازی Gartner IT Symposium/Xpo Americas ارائه کرد. برایان برک (Brian Burke)، معاون پژوهشی گارتنر، در تشریح این گزارش تأکید کرد که نیاز به تابآوری عملیاتی (Operational Resiliency) در تمام حوزههای کاری سازمانها هرگز به اندازهی امروز احساس نشده است. به گفتهی او، مدیران ارشد فناوری اطلاعات باید خود را برای شرایط دائماً در حال تغییر آماده کنند؛ آمادهسازیای که مستلزم نوعی «انعطافپذیری سازمانی» است تا کسبوکارها بتوانند بهصورت پویا شکل بگیرند و بازآرایی شوند. روندهای استراتژیک فناوری در سال ۲۰۲۱ دقیقاً همین انعطافپذیری را ممکن میسازند.
بر اساس این سند، سازمانها در مسیر عبور از بحران کووید-۱۹ به سمت رشد و توسعه، باید بر سه محور اصلی تمرکز کنند: محوریت افراد (People Centricity)، استقلال از مکان (Location Independence) و تحویل منعطف یا تابآور (Resilient Delivery). در ادامه، هر یک از این سه محور و روندهای فناورانهی زیرمجموعهی آنها را با جزئیات بیشتری بررسی میکنیم.

محور اول: محوریت افراد (People Centricity)
در این محور، انسان و تجربهی او در مرکز طراحی فناوری قرار میگیرد. گارتنر سه روند را در این حوزه معرفی کرده است:
۱. اینترنت رفتار (Internet of Behavior – IoB)
اینترنت رفتار به مجموعهای از فناوریها اشاره دارد که با استفاده از ابزارهایی نظیر تشخیص چهره، ردیابی موقعیت مکانی و کلانداده، رفتارهای دیجیتال افراد را جمعآوری و به رویدادهای واقعی زندگی آنها -مانند خریدهای نقدی یا الگوی استفاده از دستگاهها- پیوند میزند. هدف از این کار، تأثیرگذاری بر رفتار انسانی و ارائهی خدمات هدفمندتر با در نظر گرفتن منافع تمام طرفهای درگیر (سازمان، مشتری و جامعه) است. IoB میتواند در حوزههای تجاری، سلامت و بیمه کاربرد گستردهای داشته باشد، هرچند ملاحظات اخلاقی و حریم خصوصی دربارهی آن همچنان محل بحث است.
۲. استراتژی تجربهی کلی (Total Experience – TX)
گارتنر سال گذشته مفهوم «چندتجربگی» (Multi-experience) را بهعنوان یک روند برتر معرفی کرده بود؛ امسال این مفهوم را یک گام جلوتر برده و آن را با استراتژی «تجربهی کلی» تکمیل کرده است. TX رویکردی است که چندتجربگی را با تجربهی مشتری، تجربهی کارکنان و تجربهی کاربر در یک استراتژی واحد ادغام میکند. همهگیری کووید-۱۹ تجربهی دیجیتال را با فناوریهایی مانند رابطهای بدونتماس دگرگون کرده و ضرورت وجود چنین استراتژی یکپارچهای را بیش از پیش آشکار ساخته است، چراکه تعاملات سازمانها با انسانها روزبهروز موبایلمحورتر، مجازیتر و توزیعشدهتر میشود.
۳. محاسبات افزایشدهندهی حریم خصوصی (Privacy-Enhancing Computation)
این روند شامل سه دسته فناوری است که امکان پردازش، اشتراکگذاری و تحلیل امن دادهها را حتی در محیطهای نامعتمد فراهم میکند: نخست، فناوریهایی که محیطی امن برای پردازش دادههای حساس ایجاد میکنند؛ دوم، فناوریهایی که پردازش و تحلیل را بهشکلی غیرمتمرکز انجام میدهند؛ و سوم، فناوریهایی که دادهها و الگوریتمها را پیش از پردازش یا تحلیل، دگرگون (Transform) میکنند. رمزنگاری همومورفیک (Homomorphic Encryption) نیز بهعنوان یکی از فناوریهای پشتیبان این روند معرفی شده است. با تشدید مقررات حریم خصوصی داده در سطح جهانی، این دسته از فناوریها اهمیت روزافزونی پیدا میکنند.
محور دوم: استقلال از مکان (Location Independence)
همهگیری کووید-۱۹ نشان داد که کسبوکارها و کارکنان دیگر لزوماً به مکان فیزیکی مشخصی وابسته نیستند. گارتنر در این محور نیز سه روند اصلی را معرفی میکند:
۱. ابر توزیعشده (Distributed Cloud)
ابر توزیعشده به سازمانها امکان میدهد از مزایای رایانش ابری بهرهمند شوند، بدون آنکه محدود به یک موقعیت جغرافیایی خاص باشند و با هزینه و پیچیدگی کمتر. این فناوری در قالبهای گوناگونی از جمله ابر عمومی مستقر در محل سازمان (On-Premise Public Cloud)، ابر لبهی اینترنت اشیا (IoT Edge Cloud)، ابر جامعهی منطقهای (Metro Area Community Cloud)، ابر لبهی موبایل 5G و ابر لبهی شبکهی جهانی (Global Network Edge Cloud) ارائه میشود.
۲. عملیات در هر جا (Anywhere Operations)
این روند به مدل عملیاتی فناوری اطلاعاتی اشاره دارد که بر پایهی رویکرد «دیجیتال-اول، دورکاری-اول» (Digital First, Remote First) شکل گرفته است؛ مدلی که در آن مشتریان در هر نقطه پشتیبانی میشوند، کارکنان از هر مکانی میتوانند فعالیت کنند و توسعه و ارائهی خدمات کسبوکاری روی زیرساختهای توزیعشده مدیریت میشود. گارتنر برای پیادهسازی مقیاسپذیر و بیوقفهی این مدل، پنج بلوک بنیادین را معرفی کرده است:
- همکاری و بهرهوری: ابزارهای همکاری تیمی، راهکارهای برگزاری جلسات، مجموعههای آفیس ابری، تختهسفید دیجیتال و فضاهای کاری هوشمند.
- کمّیسازی تجربهی دیجیتال: پایش تجربهی دیجیتال (Digital Experience Monitoring)، تحلیلهای محیط کار، پشتیبانی از راه دور و تعاملات بدونتماس.
- زیرساخت ابر و لبه: ابر توزیعشده، اینترنت اشیا، دروازههای API، هوش مصنوعی در لبه و پردازش لبهای.
- دسترسی امن از راه دور: احراز هویت بدون رمز عبور و چندعاملی، دسترسی شبکهای مبتنی بر اعتماد صفر (ZTNA)، لبهی سرویس دسترسی امن (SASE) و هویت بهمثابهی مرز جدید امنیت.
- اتوماسیون عملیات برای پشتیبانی از دورکاری: AIOps، مدیریت نقاط پایانی، بسترهای مدیریت SaaS، سرویسدهی خودکار و راهاندازی بدون دخالت انسان (Zero-Touch Provisioning).
۳. شبکهی امنیتی سایبری (Cybersecurity Mesh)
با گسترش تجارت دیجیتال و تأثیر کووید-۱۹ بر شیوهی کار سازمانها، ضرورت ایجاد یک معماری امنیتی منعطف که بتواند همگام با رشد سریع کسبوکار حرکت کند و در عین حال مانع نوآوری نشود، بیش از پیش احساس میشود. شبکهی امنیتی سایبری رویکردی معماریمحور است که در آن هویت هر فرد یا هر شیء، مرز امنیتی را تعریف میکند؛ به این ترتیب سیاستگذاری امنیتی بهصورت متمرکز تدوین میشود اما اجرای آن بهصورت توزیعشده و نزدیک به نقطهی نیاز صورت میگیرد. این مدل به کارکنان سازمان امکان میدهد صرفنظر از موقعیت مکانی یا زمانی، با سطح قابلقبولی از امنیت به داراییهای دیجیتال سازمان دسترسی داشته باشند.
محور سوم: تحویل منعطف یا تابآور (Resilient Delivery)
سومین و آخرین محور گارتنر، به توانایی سازمان در انطباق سریع با تغییرات و ارائهی پیوستهی ارزش میپردازد و شامل سه روند زیر است:
۱. کسبوکار قابلترکیب هوشمند (Intelligent Composable Business)
تجربهی کووید-۱۹ بهروشنی نشان داد که فرآیندهای بسیاری از سازمانها، با وجود تمرکز بر کارایی، در برابر تغییرات گسترده و پرشتاب بسیار شکننده بودهاند. از اینرو، بازطراحی معماری سازمانی به یکی از اولویتهای اصلی تبدیل شده است؛ بازطراحیای که باید به افزایش خودمختاری و تقویت تصمیمگیری با کمک فناوری منجر شود. بر این اساس، پلتفرمهای فناوری اطلاعات باید به سمتی حرکت کنند که تصمیمگیری را دموکراتیکتر و قابلترکیب کنند و تجربیات شخصیسازیشدهتری ارائه دهند. تأمینکنندگان نرمافزار نیز باید از عرضهی راهحلهای یکپارچه و بسته به سمت ارائهی مجموعهای از قابلیتهای کسبوکاری از پیش ساخته حرکت کنند، و واحدهای کسبوکاری باید بهجای استفاده از نرمافزارهای بستهبندیشدهی ثابت، به مونتاژ و ترکیب قابلیتها بر اساس نقشهای سازمانی روی بیاورند.
۲. مهندسی هوش مصنوعی (AI Engineering)
مهندسی هوش مصنوعی به رویکردی استراتژیک اشاره دارد که هدف آن، سرمایهگذاری هوشمندانه در پروژههای هوش مصنوعی برای دستیابی به بیشترین بازگشت سرمایه و بهترین پاسخگویی به نیازهای مشتریان و سازمان است. گارتنر معتقد است در سالهای اخیر بسیاری از پروژههای هوش مصنوعی با چالشهایی نظیر حاکمیت داده، مقیاسپذیری و قابلیت اطمینان روبهرو بودهاند و مهندسی هوش مصنوعی برای رفع این چالشها بر سه رکن اصلی تکیه میکند: DataOps، ModelOps و DevOps. برخلاف DevOps که عمدتاً با تغییرات سریع در کد سروکار دارد، پروژههای هوش مصنوعی بهطور همزمان با تغییرات پویا در کد، مدل و داده مواجه هستند و لازم است این سه بُعد هماهنگ با یکدیگر بهبود یابند. از اینرو سازمانها باید اصول DevOps را برای دادههای خود (در قالب DataOps) و برای مدلهای یادگیری ماشین (در قالب MLOps) به کار بگیرند تا بتوانند از مزایای واقعی مهندسی هوش مصنوعی بهرهمند شوند.
۳. اتوماسیون فراگیر یا Hyperautomation
Hyperautomation که در فهرست روندهای سال ۲۰۲۰ گارتنر نیز در رتبهی نخست قرار داشت، فرآیندی است که در آن سازمانها با بهرهگیری از ابزارهایی مانند هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، نرمافزارهای مبتنی بر رویداد و اتوماسیون رباتیک فرآیندها (RPA)، تا حد امکان فرآیندهای کسبوکاری و فناوری اطلاعات را خودکار میکنند. بر اساس این گزارش، بسیاری از سازمانها هنوز به مجموعهای ناهماهنگ از فناوریهای جزیرهای وابستهاند که نه بهینهاند، نه بههم متصل و نه شفاف؛ در حالیکه شتاب تجارت دیجیتال، کارایی، سرعت و دموکراتیزهشدن دسترسی به ابزارها را میطلبد. برای دستیابی به این هدف، سازمانها باید تمام اسناد و مدارک خود را دیجیتالی کنند، از جریان کاری دیجیتال در واحدهای مختلف کسبوکار و فناوری اطلاعات اطمینان حاصل کنند، وظایف و فرآیندهای تکراری را خودکار سازند و اتوماسیون را در سراسر حوزههای کارکردی سازمان هماهنگ کنند.
جمعبندی
نکتهی مهمی که گارتنر همواره بر آن تأکید میکند این است که این فهرست، رتبهبندیشده نیست و هیچیک از روندها اهمیت بیشتری نسبت به دیگری ندارد؛ بلکه این ۹ روند بههم پیوستهاند و یکدیگر را تقویت میکنند. اهمیت هر روند برای یک سازمان خاص، به بلوغ سازمانی، صنعت، نیازهای کسبوکار و برنامههای استراتژیک از پیش تدوینشدهی آن بستگی دارد. برخی سازمانها ممکن است یک روند را برای هدفی مشخص به کار گیرند، در حالی که سازمانی دیگر همان روند را برای چند منظور همزمان به خدمت میگیرد.
به گفتهی برایان برک، سازمانهایی که آمادهی چرخش و انطباق سریع باشند، میتوانند از پس هر نوع اختلالی برآیند. روندهای استراتژیک فناوری سال ۲۰۲۱ نیز مستقل از هم عمل نمیکنند، بلکه بر یکدیگر بنا شده و یکدیگر را تقویت میکنند و در کنار هم، همان انعطافپذیری سازمانی را فراهم میآورند که سازمانها را در پنج سال آینده هدایت خواهد کرد.
همچنین مطالعه کنید:
ده روند فناوری گارتنر برای ۲۰۲۶؛ چرا امنیت سایبری پیشگیرانه دیگر انتخابی نیست؟
روندهای مدیریت دارایی در سال ۲۰۲۶: از انطباق تا بازآفرینی صنعت