وبلاگ
سناریوهای کسب و کار در BIAN و کاربرد آن ها
- 22 می, 2021
- ارسال شده توسط: تیم تولید محتوا
- دسته بندی: BIAN مقالات تخصصی

دامنهسرویس کوچکترین عضو سازنده معماری کسب و کار در استاندارد BIAN و بر اساس معماری سرویسگرا است و ارتباط دامنههای سرویس توسط علمگرها یا همان Service Operation برقرار میشود.
BIAN با معرفی دامنههای سرویس، قابلیتهای ایستای کسب و کار را تعریف نموده است ولی برای پوشش فعالیتهای بانک که در قالب فرایندها مطرح میشوند، نیاز به برقراری ارتباط بین دامنههای سرویس است.
بدین منظور استاندارد BIAN، مفهوم سناریوهای کسب و کار را مطرح نموده است. سناریو کسب و کار جزو استاندارد BIAN نیست و مطرح شدن آن برای روشنتر شدن مفهوم ارتباط دامنههای سرویس در قالب فرایندها و همچنین ایده اولیه برای مدلسازی فرایندهای کسب و کار است.
همانطور که در قسمتهای قبلی مقاله هم اشاره شد، دو دیدگاه قابلیت محور و فرایندمحور برای اداره هر سازمانی لازم هستند و در واقع مکمل یکدیگر هستند.
دیدگاه قابلیتمحور استاتیک و استاندارد است است و دیدگاه فرایندمحور داینامیک و بر اساس ویژگیهای رفتاری. دیدگاه قابلیتمحور مواد لازم را برای داشتن انواع فرایندها مهیا میکند.
به عنوان مثال اجزای نقشه شهر مانند جانمایی ساختمانها، فضای سبز، خیابان و کوچهها، مواد لازم برای طراحی مسیرهایی از یک نقطه به نقطه دیگر هستند که این مسیرها همان فرایندها هستند.
سناریوهای کسب و کار BIAN را میتوان به عنوان یک مدل کلان فرایندی (به عنوان مثال سطح 1) در نظر گرفت.
ولی باید به تفاوتی که این مدل با فرایندهای مدلسازی شده توسط روشهای قدیمیتر دارد توجه نمود. در دیدگاه فرایندمحور، گامهای فرایند و توالی آنها و همچنین نقشهای انجام دهنده هر گام فرایند مشخص میشوند.
تفاوتی که سناریوهای کسب و کار BIAN با این مفهوم قدیمی و جاافتاده دارند آن است که در سناریوهای کسب و کار، گامهای فرایند همان دامنههای سرویس هستند. به عبارتی هر گام فرایند به یک سرویس یکتا متصل است و ارتباط و توالی این سرویسها، فرایند را میسازد.
توجه به این نکته ضروری است که سناریوهای کسب و کار مطرح شده در استاندارد BIAN را نمیتوان به عنوان مدل مرجع یا استاندارد در نظر گرفت. به عنوان مثال سناریوی کسب و کاری با عنوان “تعریف محصول جدید” را نمیتوان به عنوان مدل مرجع فرایندی برای فرایند تعریف محصول جدید معرفی کرد.
ولی میتوان با مشاهده این سناریو کسب وکار، دید بهتری از دامنههای سرویس و نحوه ارتباط بین آنها را ذیل مفهوم تعریف محصول جدید مشاهده کرد و همچنین ایدههایی برای ایجاد یا بهبود این فرایند در سطح کلان مطرح نمود.
سناریو کسب و کار مسدود کردن کارت اعتباری و نحوه ارتباط میان دامنههای سرویس
همانطور که در شکل مشاهده میشود، چهار دامنه سرویس در این سناریو کسب و کار حضور دارند و ارتباط میان آنها برای انجام فرایند مسدود کردن کارت اعتباری نمایش داده شده است.
در این قسمت از سلسله مقالات معرفی استاندارد BIAN، به صورت خلاصه به سناریوهای کسب و کار بر اساس دامنههای سرویس و ارتباط میان آنها اشاره کردیم.

جایگاه رسمی سناریوهای کسب و کار در استاندارد BIAN
نکتهای که تأکید بر آن خالی از لطف نیست، جایگاه رسمی سناریوهای کسب و کار در ساختار استاندارد BIAN است. بر اساس اسناد کارگروه مدل قابلیت کسب و کار BIAN (BIAN Business Capability Working Group)، بر خلاف دامنه سرویس که یک عنصر رسمی و استاندارد محسوب میشود، سناریوی کسب و کار جزو عناصر رسمی استاندارد بهشمار نمیرود و بیشتر نقش یک مثال کهنالگویی (archetypal) را ایفا میکند که نشان میدهد دامنههای سرویس چگونه میتوانند در پاسخ به یک نیاز یا رخداد کسب و کاری با یکدیگر تعامل داشته باشند. با این حال، همین ماهیت غیررسمی سبب نشده است که سناریوهای کسب و کار جایگاه خود را در معماری از دست بدهند؛ برعکس، این سناریوها میتوانند سازوکار مؤثری برای پیوند دادن قابلیتهای کسب و کار به دامنههای سرویس باشند. جالب آنجاست که در ادبیات معماری سازمانی، مفهومی مشابه با عنوان «جریان ارزش» یا Value Stream نیز وجود دارد که کارگروه یادشده، سناریوهای کسب و کار BIAN را با همین مفهوم مقایسه و تطبیق داده است.
ساختار سلسلهمراتبی نقشه سرویس (Service Landscape)
برای درک بهتر جایگاه دامنههای سرویس و سناریوهای کسب و کار، لازم است نگاهی دقیقتر به ساختار سلسلهمراتبی نقشه سرویس یا Service Landscape بیندازیم. این نقشه، چارچوب مرجعی است که در آن، حوزههای کسب و کار بزرگتر و حوزههای کسب و کار با دانهبندی ریزتر تعریف میشوند تا مجموعه کامل دامنههای سرویس شناساییشده در آنها سازماندهی شود. نکته کلیدی آن است که این چارچوب صرفاً برای سازماندهی دامنههای سرویس در نظر گرفته شده و قرار نیست نقشه راه طراحی برای نوع خاصی از بانک باشد.
در بالاترین سطح این سلسلهمراتب، «حوزه کسب و کار» یا Business Area قرار دارد که از مجموعه گستردهای از قابلیتها و مسئولیتها تشکیل شده و در بالاترین سطح سلسلهمراتب نقشه سرویس BIAN جای میگیرد. در ادامه، حوزههای کسب و کار برای تجزیه توابع و کارکردهای مؤسسات مالی به کار گرفته میشوند و این تجزیه، عمدتاً بر اساس درک کسب و کاری صورت میگیرد و با نیازهای مرتبط با کاربرد، اطلاعات و لایه فناوری تکمیل میشود. در گام بعدی، هر حوزه کسب و کار به «دامنههای کسب و کار» یا Business Domains تقسیم میشود که هرکدام دقیقاً متعلق به یک حوزه کسب و کار هستند و میتوانند به دو یا چند دامنه کسب و کار جزئیتر تجزیه شوند. در پایینترین و ریزترین سطح این هرم نیز دامنههای سرویس قرار میگیرند که همانطور که در قسمتهای پیشین این سلسله مقالات توضیح داده شد، بلوکهای سازنده اتمی و بنیادین معماری کسب و کار BIAN را تشکیل میدهند.
جالب توجه است که استاندارد BIAN برای بیان رسمی این معماری، از زبان مدلسازی ArchiMate بهره گرفته است. بر این اساس، هر دامنه سرویس، یک بلوک ساختاری مجزا و بدون همپوشانی از ظرفیت کسب و کار است که تبادل سرویس انجام میدهد و بهترین بازنمایی آن در زبان ArchiMate با مفهوم Capability صورت میگیرد. همچنین تعاملات میان دامنههای سرویس، همان فعالیتهای کسب و کاری هستند که یک بانک را بانک میسازند. این تلاش مشترک میان BIAN و کنسرسیوم The Open Group صورت گرفته تا استاندارد مرجع صنعت بانکداری، در قالب یک نماد رسمی و شناختهشده معماری سازمانی نیز قابل بیان باشد.
تکامل نقشه سرویس در نسخههای متوالی
استاندارد BIAN از ابتدای شکلگیری خود در سال ۲۰۰۸ تاکنون، بهصورت مستمر در حال توسعه و تکامل بوده است. بر اساس گزارشهای منتشرشده، کنسرسیوم BIAN که متشکل از بانکها، توسعهدهندگان نرمافزارهای بانکی و ارائهدهندگان خدمات است، تاکنون بیش از ۲۸۰ قابلیت کسب و کاری یکتا را که آنها را دامنه سرویس مینامد، شناسایی کرده است. این عدد در نسخههای بعدی استاندارد همچنان رشد داشته، بهگونهای که در نسخههای اخیرتر، تمامی ۳۲۲ دامنه سرویس تکمیل شده و طراحی رویدادمحور (Event Driven Design) به همراه بیش از پنجهزار تعریف سرویس و ۲۵۰ رابط برنامهنویسی معنایی (Semantic API) به این چارچوب افزوده شده است.
در کنار رشد تعداد دامنههای سرویس، سناریوهای کسب و کار نیز بهطور فزایندهای در نقشه سرویس گسترش یافتهاند. برای نمونه، در یکی از نسخههای میانی این استاندارد، بیش از صد سناریوی کسب و کار جدید به ساختار مرجع افزوده شد که حوزههایی چون امور پشتیبانی، تجارت بینالملل و فروش را نیز در بر میگرفت و مجموع سناریوهای موجود را به بیش از ۱۸۰ مورد رساند. هدف اصلی از این توسعه مستمر آن بوده که بانکها بتوانند پیچیدگی زیرساخت فناوری اطلاعات و هزینههای یکپارچهسازی خود را کاهش دهند، بدون آنکه درگیر معماریهای سازمانی قدیمی و درهمتنیده شوند.
سایر ابزارهای معماری در کنار سناریوهای کسب و کار
سناریوی کسب و کار تنها یکی از مجموعه ابزارهای طراحی است که استاندارد BIAN در اختیار معماران و طراحان فنی قرار میدهد. بر اساس راهنمای عملی رابطهای برنامهنویسی معنایی BIAN، این مجموعه شامل الگوهای عملکردی، انواع دارایی و اندازهگذاری مناسب دامنههای سرویس، رکوردهای کنترلی، اصلاحکنندههای رفتاری، عملگرهای سرویس و اصطلاحات عملیاتی، اتصالات مرتبه اول دامنههای سرویس، پروفایل اطلاعاتی دامنه سرویس، نمودار موسوم به شکل «۸»، سناریوهای کسب و کار، وایرفریمها و در نهایت رابطهای برنامهنویسی معنایی میشود. همچنین در همین راهنما تصریح شده که استاندارد BIAN، انواع استاندارد عملگرهای سرویس یا همان اصطلاحات عملیاتی را تعریف میکند که هر دامنه سرویس برای دسترسی سایر دامنهها به قابلیتهای خود، آنها را ارائه میدهد. این مجموعه ابزار در کنار هم، تصویری چندلایه از معماری کسب و کار بانک ترسیم میکنند که هم جنبه ایستا (دامنههای سرویس و روابط آنها) و هم جنبه پویا (سناریوها و توالی اجرای فرایندها) را پوشش میدهد.
از دامنه سرویس تا پیادهسازی فنی
نکتهای که اهمیت عملی سناریوهای کسب و کار را دوچندان میکند، امکان نگاشت مستقیم دامنههای سرویس به معماریهای فناورانه امروزی است. تجربه پیادهسازی در پروژههای واقعی نشان میدهد که مفاهیم BIAN را میتوان بهطور مستقیم به معماری میکروسرویس نگاشت کرد، بهگونهای که هر دامنه سرویس معمولاً به یک میکروسرویس مستقل تبدیل میشود و رابطهای برنامهنویسی آن بر اساس رکورد کنترلی و اصلاحکنندههای رفتاری آن دستهبندی میگردند. به بیان دیگر، سناریوی کسب و کاری مانند «مسدود کردن کارت اعتباری» که در بخش قبل معرفی شد، در عمل میتواند نقشه راهی برای طراحی زنجیرهای از میکروسرویسهای مرتبط باشد که با فراخوانی متوالی یکدیگر، فرایند نهایی موردنظر کسب و کار را محقق میسازند.
همچنین برای اطمینان از یکپارچگی معنایی میان دامنههای سرویس گوناگون، BIAN از یک مدل اشیای کسب و کار مشترک (Business Object Model) بهره میگیرد. بر این اساس، این مدل، زبان مشترکی برای داده در تمامی دامنهها فراهم میکند و اشیای استاندارد کسب و کار نظیر پرداخت، سند، تسهیلات، وثیقه، طرف حساب و محصول را فهرست میکند تا هرگاه رابطهای برنامهنویسی به این اشیا اشاره میکنند، در تمامی دامنههای سرویس معنای یکسانی داشته باشند. این یکپارچگی معنایی، پیشنیاز اصلی برای آن است که سناریوهای کسب و کار بتوانند بهدرستی میان دامنههای مختلف، داده و رخداد رد و بدل کنند.
پیوند میان مدل قابلیت کسب و کار و نقشه سرویس
در نهایت، بحث تکمیلی درباره ارتباط دیدگاه قابلیتمحور و فرایندمحور، به مقایسه دو مصنوع مهم دیگر در معماری سازمانی بانک باز میگردد: مدل قابلیت کسب و کار (Business Capability Model) و نقشه سرویس. هر دوی این مصنوعات، دیدگاههای معماری کسب و کاری از یک سازمان ارائه میدهند، اما از دو زاویه متفاوت به آن نگاه میکنند. تجربه پیادهسازی نشان داده که در برخی موارد میان یک قابلیت کسب و کاری و یک دامنه سرویس، رابطه تقریباً یکبهیک برقرار است، اما در بسیاری موارد دیگر این رابطه بهصورت چندبهچند است. به همین دلیل، کارگروههای تخصصی BIAN تلاش کردهاند با تطبیق سناریوهای کسب و کار BIAN با جریانهای ارزش (Value Streams) در مدل قابلیت کسب و کار، پلی میان این دو دیدگاه ایجاد کنند؛ رویکردی که در قسمت بعدی این سلسله مقالات، هنگام پرداختن به نقشه قابلیتهای کسب و کاری بانک، بهتفصیل بیشتری بررسی خواهد شد.
در این قسمت از سلسله مقالات معرفی استاندارد BIAN، به صورت خلاصه به سناریوهای کسب و کار بر اساس دامنههای سرویس و ارتباط میان آنها، جایگاه رسمی این سناریوها، ساختار سلسلهمراتبی نقشه سرویس، روند تکامل آن در نسخههای متوالی و نیز پیوند این مفاهیم با پیادهسازی فنی و مدل قابلیت کسب و کار اشاره کردیم.